المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

778

مروج الذهب ( فارسى )

419 ذكر شمه‌اى از سخنان و اخبار و زهد وى رضوان الله عليه او عليه السلام در ايام خويش جامه نو نپوشيد و ملك و مالى نيندوخت مگر آنچه در ينبع داشت كه آن را نيز صدقه و وقف كرده بود آنچه مردم از خطبه‌هاى وى به ياد سپرده‌اند چهار صد و هشتاد و چند خطبه است كه بالبديهه ياد ميكرد و مردم آن را به حفظ و ثبت از هم ميگرفتند . به دو گفتند « بهترين بندگان چه كسانند ؟ » گفت « آنها كه وقتى نكوئى كنند خرسند شوند و چون بد كنند آمرزش طلبند و چون عطا گيرند سپاسگزارى كنند و چون مبتلا شوند صبورى كنند و چون خشمگينشان كنند در گذرند » هم او ميگفت : « دنيا براى كسى كه راستى ورزد خانه راستى است و براى كسى كه از آن پند آموزد خانه عافيت است و براى كسى كه از آن توشه گيرد خانه ثروت است . دنيا مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان خدا و فرودگاه وحى وى و تجارتگاه دوستان اوست كه در آنجا بكسب رحمت پرداخته و بهشت را بسود برده‌اند . چرا دنيا را مذمت ميكنند كه دنيا گذران بودن و ناچيزى خود را اعلام كرده و از فناى خويش و اهل خويش حكايت آورده و بوسيله بليات خويش بلا را به آنها وانموده و با مسرات خود به مسرت ترغيب كرده ، شب به مصيبت گذشته و صبح با سلامت آغاز شده مايه تحذير و ترغيب و تخويف بوده و كسانى از پس